...

كاش وقتي زندگي فرصت دهد
گاهي از پروانه ها يادي كنيم
كاش بخشي از زمان خويش را
وقف قسمت كردن شادي كنيم
كاش وقتي چشم هايي ابريند
به خود آييم و سپس كاري كنيم
از نگاه زرد گلدانهايمان
كاش با رغبت پرستاري كنيم
كاش دلتنگ شقايق ها شويم
به نگاه سرخ شان عادت كنيم
كاش شب وقتي كه تنها مي شويم
با خداي ياس ها خلوت كنيم
كاش گاهي در مسير زندگي
باري از دوش نگاهي كم كنيم
فاصله هاي ميان خويش را
با خطوط دوستي مبهم كنيم
كاش مثل آب مثل چشمه سار
گونه نيلوفري را تر كنيم
ما همه روزي از اينجا مي رويم
كاش اين پرواز را باور كنيم
كاش بين ساكنان شهر عشق
رد پاي خويش را پيدا كنيم
كاش با الهام از وجدان خويش
يك گره از كار دل ها واكنيم
كاش رسم دوستي را ساده تر
مهربان تر آسماني تر كنيم
كاش در نقاشي ديدارمان
شوق ها را ارغواني تر كنيم ...

در آیینه اشک....

بي‌تو، سي سال، نفس آمد و رفت،

اين گرانجان پريشان پشيمان را.

كودكي بودم، وقتي كه تو رفتي، اينك،

پيرمردي‌ست ز اندوه تو سرشار، هنوز.

شرمساري كه به پنهاني، سي سال به درد،

در دل خويش گريست.

نشد از گريه سبكبار هنوز!

آن سيه‌دست سيه‌داس سيه‌دل، كه تورا،

چون گلي، با ريشه،

از زمين دل من كند و ربود؛

نيمي از روح مرا با خود برد.

نشد اين خاك به‌هم‌ريخته، هموار، هنوز!

ساقه‌اي بودم، پيچيده بر آن قامت مهر،

ناتوان، نازك، ترد،

تندبادي برخاست،

تكيه‌گاهم افتاد،

برگ‌هايم پژمرد...

بي‌تو، آن هستي غمگين ديگر،

به چه كارم آمد يا به چه دردم خورد؟

روزها، طي شد از تنهايي مالامال،

شب، همه غربت و تاريكي و غم بودو، خيال.

همه شب، چهره لرزان تو بود،

كز فراسوي سپر،

گرم مي‌آمد در آينه اشك فرود.

نقش روي تو، درين چشمه، پديدار، هنوز!

تو گذشتي و شب و روز گذشت.

آن زمان‌ها،

به اميدي كه تو، برخواهي گشت،

پاي هر پنجره، مات،

مي‌نشستم به تماشا، تنها،

گاه بر پرده ابر،

گاه در روزن ماه،

دور،تا دورترين جاها مي‌رفت نگاه؛

باز مي‌گشتم تنها، هيهات!

چشم‌ها دوخته‌ام بر در و ديوار هنوز!

بي‌تو، سي سال نفس آمد ورفت.

مرغ تنها، خسته، خون‌آلود.

كه به دنبال تو پرپر مي‌زد،

از نفس مي‌افتاد.

در فقس مي‌فرسود،

ناله‌ها مي‌كند اين مرغ گرفتار هنوز!

رنگ خون بر دم شمشير قضا مي‌بينم!

بوي خاك از قدم تند زمان مي‌شنوم!

شوق ديدار توام هست،

چه باك

به نشيب آمدم اينك ز فراز،

به تو نزديك‌ترم، مي‌دانم.

يك دو روزي ديگر،

از همين شاخه لرزان حيات،

پركشان سوي تو مي‌آيم باز.

دوستت دارم،

بسيار،

هنوز... !

دوستی !!!!!

دل من دير زمانی است كه می پندارد :

« دوستی » نيز گلی است ؛

مثل نيلوفر و ناز ،

ساقه ترد ظريفی دارد .

بی گمان سنگدل است آنكه روا می دارد

جان اين ساقه نازك را

- دانسته-

بيازارد !

در زمينی كه ضمير من و توست ،

از نخستين ديدار ،

هر سخن ، هر رفتار ،

دانه هايی است كه می افشانيم .

برگ و باری است كه می رويانيم

آب و خورشيد و نسيمش « مهر » است

گر بدانگونه كه بايست به بار آيد ،

زندگی را به دل‌انگيزترين چهره بيارايد .

آنچنان با تو در آميزد اين روح لطيف ،

كه تمنای وجودت همه او باشد و بس .

بی‌نيازت سازد ، از همه چيز و همه كس .

زندگی ، گرمی دل های به هم پيوسته ست

تا در آن دوست نباشد همه درها بسته ست .

در ضميرت اگر اين گل ندميده است هنوز ،

عطر جان‌پرور عشق

گر به صحرای نهادت نوزيده است هنوز

دانه ها را بايد از نو كاشت .

آب و خورشيد و نسيمش را از مايه جان

خرج می بايد كرد .

رنج می بايد برد .

دوست می بايد داشت !

با نگاهی كه در آن شوق برآرد فرياد

با سلامی كه در آن نور ببارد لبخند

دست يكديگر را

بفشاريم به مهر

جام دل هامان را

مالامال از ياری ، غمخواری

بسپاريم به هم

بسراييم به آواز بلند :

- شادی روی تو !

ای ديده به ديدار تو شاد

باغ جانت همه وقت از اثر صحبت دوست

تازه ،

عطر افشان

گلباران باد .

بهاری پر از ارغوان !!!

تو را دارم اي گل، جهان با من است.

تو تا با مني، جان جان با من است.

چو مي‌تابد از دور پيشاني‌ات

كران تا كران آسمان با من است.

چو خندان به سوي من آيي به مهر

بهاري پر از ارغوان با من است !

كنار تو هر لحظه گويم به خويش

كه خوشبختي بي‌كران با من است.

روانم بياسايد از هر غمي

چو بينم كه مهرت روان با من است.

چه غم دارم از تلخي روزگار،

شكر خنده آن دهان با من است.

کو !! کو!!

شبي خواهد رسيد از راه،

كه مي‌تابد به حيرت ماه،

مي‌لرزد به غربت برگ،

مي‌پويد پريشان، باد.

فضا در ابري از اندوه

درختان سر به روي شانه‌هاي هم

- غبارآلود و غمگين-

راز واري را به گوش يكدگر

آهسته مي‌گويند.

دري را بي‌امان در كوچه‌هاي دور مي‌كوبند.

چراغ خانه‌اي خاموش،

درها بسته،

هيچ آهنگ پايي نيست.

كنار پنجره، نوري، نوايي نيست ...

هراسان سر به ايوان مي‌كشاند بيد

به جز امواج تاريكي چه خواهد ديد؟

مگر امشب، كسي با آسمان، با برگ، با مهتاب

ديداري نخواهد داشت؟

به اين مرغي كه كوكو مي‌زند تنها،

مگر امشب كسي پاسخ نخواهد داد؟

مگر امشب دلي در ماتم مردم نخواهد سوخت

مگر آن طبع شورانگيز، خورشيدي نخواهد زاد؟

كسي اينگونه خاموشي ندارد ياد...

شگفت انگيز نجوايي است!

در و ديوار

به دنبال كسي انگار

مي‌گردند و مي‌پرسند:

از همسايه، از كوچه.

درخت از ماه،

ماه از برگ،

برگ از باد!

کاریکلماتور

ادامه نوشته

زن

زن عشق مي كارد و كينه درو مي كند...

 ديه اش نصف ديه توست و مجازات زنايش با تو برابر...

 مي تواند تنها يك همسر داشته باشد

 و تو مختار به داشتن چهار همسرهستي ....

براي ازدواجش ــ در هر سني ـ اجازه ولي لازم است

 و تو هر زماني بخواهي به لطف قانونگذار ميتواني ازدواج كني ...

 در محبسي به نام بكارت زنداني است و تو ...

 او كتك مي خورد و تو محاكمه نمي شوي ...

 او مي زايد و تو براي فرزندش نام انتخاب مي كني....

او درد مي كشد و تو نگراني كه كودك دختر نباشد ....

 او بي خوابي مي كشد و تو خواب حوريان بهشتي را مي بيني ....

 او مادر مي شود و همه جا مي پرسند نام پدر ...

و هر روز او متولد میشود؛ عاشق می شود؛ مادر می شود؛

 پیر می شود و میمیرد...

و قرن هاست که او؛ عشق می کارد و کینه درو می کند

 چرا که در چین و شیارهای صورت مردش به جای گذشت،

 زمان جوانی بر باد رفته اش را می بیند و در قدم های لرزان مردش؛

 گام های شتابزده جوانی برای رفتن و درد های منقطع قلب مرد؛

 سینه ای را به یاد می اورد که تهی از دل بوده و پیری مرد رفتن و فقط رفتن را در دل او زنده می کند...

و اینها همه کینه است که کاشته می شود در قلب مالامال از درد...!

و این رنج است

هنرمند افغان و خلق پرتره با نمک و نمکدان!!

سلطانی که هم‌اکنون ساکن کاناداست و یک طراح گرافیک است، از چند ماه پیش مشغول این کار شده است، او که کانالی در یوتیوب دارد، پرتره‌های نمکی از اشخاص مشهور.....

هنرمند افغان و خلق پرتره با نمک و نمکدان!! (+عکس)

ادامه نوشته

گران قیمت‌ترین نقاشی‌های مشهور جهان!!

این تابلوی پولاک گران ترین اثر هنری در تاریخ مدرن به حساب می‌آمد. او لیستی هم از دیگر آثار هنری تحسین شده و گران قیمت تهیه کرد. از پولاک تا پیکاسو، رنوآر تا ون گوک... همه مان می‌دانیم که..

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

شماره سیزده: آغاز نادرست- اثر جَسپر جانز 

 
آغاز نادرست اثر جَسپر جانز
تنها اثر مربوط به دوره معاصر در لیست پانزده تایی در میان یک مجموعه هنری بزرگ فروخته شده توسط دیوید گیفن در سال 2006 می‌باشد. اگر شما هم مثل ما باشید در مورد برچسب قیمت این نقاشی سخت فکر خواهید کرد...
 هنرمند: جسپر جانز
سال: 1959
سال فروش: 2006
قیمت فروش: 80 میلیون دلار
قیمت الان: 85.6 میلیون دلار
ادامه نوشته

هنرمندی که آثارش را با روزنامه‌های دورریختنی خلق می‌کند!

او این روزنامه ها را پاره کرده و به صورت تصادفی کنار هم می چیند تا تصاویر شگفت انگیزش که بیشتر روی زنان و مد فوکوس دارند را بیافریند......

 

 

ادامه نوشته

زندگی

سلام دوستای گلم. امروز با یه سوال اومدم.

میخوام بدونم که اگر یه روز از خواب بیدار بشی ببینی تمام زندگیت یه فیلم بوده اسم فیلمو چی میذاری؟

؟؟؟؟؟؟؟؟؟

!!!!

 ؟؟

نقاشی‌های بسیار زیبا از فصل زمستان با مداد!

تعداد زیادی از کارهایش نقاشی منظره به شیوه سیاه و سفید است. با استفاده از یک مداد سیاه یا قلم زنی با اندکی تغییرات سورئالیستی از واقعیت او را اغلب دنباله رو نقاشان منظره رئالیست.....
  
ادامه نوشته

اشعار زیبا

پس شاخه های یاس و مریم فرق دارند؟!

                                      آری، اگر بسیار، اگر کم فرق دارند

شادم تصور می کنی وقتی ندانی

                                           لبخندهای شادی و غم فرق دارند

برعکس می گردم طواف خانه ات را

                                            دیوانه ها آدم به آدم فرق دارند

من با یقین کافر، جهان با شک مسلمان

                                       با این حساب اهل جهنم فرق دارند

بر من به چشم کشته عشقت نظر کن

                                      پروانه های مرده با هم فرق دارند!

ادامه نوشته

جملات پربار و خواندنی از بزرگان

 

خداوندا به مذهبی ها بفهمان که مذهب اگر پیش از مرگ به کار نیاید

پس از مرگ به هیچ کار نخواهد آمد

"دکتر علی شریعتی"

 

نقاشی‌هایی از زنان زیبا؛ شاهکار دانیل گرهارتز (1)

نقاشی‌هایی از زنان زیبا؛ شاهکار دانیل گرهارتز (1)

او با انتخاب چهره‌هایی خاص چالش‌های رنگ و نور و احساسات را به تسخیر خود در آورده و آثاری با کیفیت و زیبا را به همگان معرفی می‌کند. اکثر زنان در نقاشی‌های او لباس‌هایی...
نقاشی های دانیل گرهارتز به گونه ای خاص سرشار از صداقت، آسودگی و سرشار از احساساتی آشکار است. او به شکلی ماهرانه روابط شخصی و فرم واقعی چهره و استیل انسان‌ها را در هم می‌آمیزد و آنچه که در ادامه خواهید دید را برای شما می‌آفریند. او با انتخاب چهره‌هایی خاص چالش‌های رنگ و نور و احساسات را به تسخیر خود در آورده و آثاری با کیفیت و زیبا را به همگان معرفی می‌کند. اکثر زنان در نقاشی‌های او لباس‌هایی خاص و رویایی پوشیده اند و اغلب اوقات این نوع جاذبه دراماتیک نقاشی‌هایش موجب شهرت او را فراهم آورده اند
ادامه نوشته

حاضرید باهم یك چیز خارق‌العاده ببینیم؟!!

حاضرید باهم یك چیز خارق‌العاده ببینیم؟!!

تابلوی نقاشی درست وسط مسافرین مترو ایستاده است. میشه دست انداخت گردن این تابلوها و با آنها عكس انداخت...البته اگه بهتون اجازه بدند...

نقاشی بدن، صورت، گریم، خالكوبی، نقاشی دست و حتی حكاكی روی بدن را دیده یا شنیده بودید.
حالا در مورد این سبك نقاشی نظرتون چیه؟ ببینید...
ادامه نوشته

نقاشی‌های رازآمیز هنرمند بودایی (تصویری)

اکنون او تمام وقتش را به هنر نقاشی می‌پردازد. مانند دیگر نقاشان در برمه، زندگی مذهبی و تاثیر مذهب بودایی را در نقاشی‌هایش می‌توان دید که جزئی از.....
 
Myoe Win Aung سال 1972 در «یانگون» به دنیا آمد و زیر نظر چندین استاد از جمله U Lun Gywe آموزش دید. او کار نقاشی را از سال 1989 شروع کرده و سال 1992 از دانشگاه هنرهای تجسمی فارغ‌التحصیل شد. اکنون او تمام وقتش را به هنر نقاشی می‌پردازد. مانند دیگر نقاشان در برمه، زندگی مذهبی و تاثیر مذهب بودایی را در نقاشی‌هایش می‌توان دید که جزئی از بیان هنری او شده است.
ادامه نوشته

شهر خلال دندان، حاصل 6 سال پشتکار، 6 میلیون خلال دندان و 170 لیتر چسب مایع

شهر خلال دندان، حاصل 6 سال پشتکار، 6 میلیون خلال دندان و 170 لیتر چسب مایع

ادامه نوشته

هنرمندی به نام لورنزو دوران (Lorenzo Duran) با استفاده از برگ درختان ایده های خود را در معرض نمایش گذاشته است. آثار او بر پایه یک هنر سنتی در شرق آسیا است که همین کار را بر روی کاغذ انجام میدهند.
 


ادامه نوشته

لیو بولین مرد نامرئی؛ هنرمندی که غیب می‌شود!!

لیو بولین مرد نامرئی؛ هنرمندی که غیب می‌شود!! (+عکس)

در این عکس های جالب و شاید هم هراس آور او به طور واضح خود را همرنگ محیط پیراموش که شامل ساختمان‌ها، پرچم‌ها، بولدوزرها و علائم می‌شود کرده است. این هنرمند آرمان گرا گاهی...
 
هیچ شوخی ای در کار نیست و از هیچ گونه حقه عکاسی استفاده نشده است. این مرد فقط خودش را رنگ کرده است! 
ادامه نوشته

12 نمونه هنرنمایی جالب در گوشه و کنار خیابان!!

12 نمونه هنرنمایی جالب در گوشه و  کنار خیابان!! (تصویری)

او از اجسامی که در خیابان ها قرار دارد بهره گرفته و نقاشی خود را با آنها ترکیب می‌کند. در اینجا هم از دو گیاه استفاده کرده و در دستان.....
ادامه نوشته

او سعی می کند رابطه سمبولیک و همزیستی اش با طبیعت را روی چوب یا برنز احیا کند. او حدود 35 سال تجربه کار مجسمه سازی دارد. مجسمه های زیادی از او در میان...

 
ادامه نوشته

نقاشی‌های باشکوه گالری ملی لندن

گزارش تصویری: نقاشی‌های باشکوه گالری ملی لندن

اگر به لندن بروید باید از اینجا بازدید کنید، خصوصا از وقتی بازدید مجانی شده و ازدحام جمعیت در آنجا هم مساله چندان بدی نیست....
 
ادامه نوشته

شب آرامی بود

می روم در ایوان، تا بپرسم از خود

زندگی یعنی چه؟

مادرم سینی چایی در دست

گل لبخندی چید ،هدیه اش داد به من

خواهرم تکه نانی آورد ، آمد آنجا

لب پاشویه نشست

پدرم دفتر شعری آورد، تکیه بر پشتی داد

شعر زیبایی خواند ، و مرا برد، به آرامش زیبای یقین

:با خودم می گفتم

زندگی، راز بزرگی است که در ما جاریست

زندگی فاصله آمدن و رفتن ماست

رود دنیا جاریست

زندگی ، آبتنی کردن در این رود است

وقت رفتن به همان عریانی؛ که به هنگام ورود آمده ایم

دست ما در کف این رود به دنبال چه می گردد؟

هیچ !!!


زندگی ، وزن نگاهی است که در خاطره ها می ماند

شاید این حسرت بیهوده که بر دل داری

شعله گرمی امید تو را، خواهد کشت

زندگی درک همین اکنون است

زندگی شوق رسیدن به همان

فردایی است، که نخواهد آمد

تو نه در دیروزی، و نه در فردایی

ظرف امروز، پر از بودن توست

شاید این خنده که امروز، دریغش کردی

آخرین فرصت همراهی با، امید است

زندگی یاد غریبی است که در سینه خاک

به جا می ماند

زندگی ، سبزترین آیه ، در اندیشه برگ

زندگی، خاطر دریایی یک قطره، در آرامش رود

زندگی، حس شکوفایی یک مزرعه، در باور بذر

زندگی، باور دریاست در اندیشه ماهی، در تنگ

زندگی، ترجمه روشن خاک است، در آیینه عشق

زندگی، فهم نفهمیدن هاست

زندگی، پنجره ای باز، به دنیای وجود

تا که این پنجره باز است، جهانی با ماست

آسمان، نور، خدا، عشق، سعادت با ماست

فرصت بازی این پنجره را دریابیم

در نبندیم به نور، در نبندیم به آرامش پر مهر نسیم

پرده از ساحت دل برگیریم

رو به این پنجره، با شوق، سلامی بکنیم

زندگی، رسم پذیرایی از تقدیر است

وزن خوشبختی من، وزن رضایتمندی ست

زندگی، شاید شعر پدرم بود که خواند

چای مادر، که مرا گرم نمود

نان خواهر، که به ماهی ها داد

زندگی شاید آن لبخندی ست، که دریغش کردیم

زندگی زمزمه پاک حیات ست ، میان دو سکوت

زندگی ، خاطره آمدن و رفتن ماست

لحظه آمدن و رفتن ما ، تنهایی ست

من دلم می خواهد

قدر این خاطره را دریابیم.

ایران قدیم

 تصویری نایاب از ایران قدیم. قسمت دوم
ادامه نوشته

خداوندا دستهایم خالی است ودلم غرق در آرزوها -یا به قدرت بیکرانت دستانم را توانا گردان یا دلم را ازآرزوهای دست نیافتنی خالی کن.

 

ادامه نوشته

اینک با هم دعای داریوش بزرگ را میخوانیم:

اینک که من از دنیا می روم، بیست و پنج کشور جز امپراتوری ایران است و در تمامی این کشورها پول ایران رواج دارد و ایرانیان درآن کشورها دارای احترام هستند و مردم آن کشورها نیز در ایران دارای احترامند، جانشین من خشایارشاه باید مثل من در حفظ این کشورها کوشا باشد و راه نگهداری این کشورها این است که در امور داخلی آن ها مداخله نکند و مذهب و شعار آنان را محترم شمرد ....

برای مشاهده ی ادامه این دعای زیبا به ادامه مطلب مراجعه فرمایید....

ادامه نوشته

جایگاه زن در ایران باستان

در ایران باستان زنان به عنوان یکی از متمدن ترین اقوام جهان دارای جایگاه بسیار بلند و مقامی بس ارجمند بوده اند.
ایرانیان همچون اعراب زن را ننگ نمی دانستند بلکه او را موجودی مقدس و پاک که لازمه حیات است دانسته و مقام او را ارج نهاده اند.

 

از نشانه های عظمت و بزرگی کوروش تدوین اولین منشور حقوق بشر است که هم اکنون در موزه بریتانیا نگهداری می شود این منشور مدرکی است برای اثبات عدالت جنسیتی ، به گونه ای که ...

ادامه نوشته

تصاویری نایاب از ایران قدیم.

عکس های دیدنی و نایاب از ایران قدیم

ادامه نوشته

کشف رازهای نقاشی های داوینچی

کشف رازهای نقاشی های داوینچی

یک متخصص کامپیوتر ادعا کرد که وقتی یک کپی از نقاشی تابلوی شام آخر را به صورت وارونه روی نسخه اصلی آن بگذاریم، جزئیات این نقاشی آشکار می‌شود. در میان گوشه سمت چپ...
 

ادامه نوشته